سه‌شنبه، 19 خرداد 1405
اشتراک‌گذاری خبر Copied!
ثبت سالانه 150 فقره آتش‌سوزی در جنگل‌های لرستان

Studio Ney

کوهدشت یکی از بحرانی‌ترین شهرستان‌های لرستان در حریق جنگل‌ها و مراتع است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از کوهدشت، در زاگرس، هر شعله در جنگل‌ها بازمانده‌ هزار شکست است؛ شکست خاک در نگه‌داشتن رطوبت، شکست ابر در آوردن باران، و شکست انسان.

زاگرس در فصل تابستان نمی‌سوزد؛ سوگواری می‌کند، با زبان دود، با گریه‌ بلوط‌ها، با ستون‌های خاکستر که از دره‌ها به آسمان می‌روند مثل دعایی وارونه.

زاگرس جنگلی است کوهستانی، نیمه‌خشک، با خاک کم‌عمق، فرسایش‌پذیر، و گونه‌هایی که با شعله سازگاری تکاملی ندارند. بلوط ایرانی نه پوست ضخیم دارد، نه جوانه‌های مقاوم در زیر خاک، نه بذرهایی که آتش را تاب بیاورند.

وقتی شعله به تنه درخت می‌رسد، مرگ محتمل است؛ وقتی به خاک می‌رسد، پیامد بالاترین حد تخریب است و قدرت نگه‌داری آب از بین می‌رود. این یعنی حتی اگر درخت نسوزد، بستر زندگی‌اش ویران شده‌است.

در نقشه طبیعی لرستان، کوهدشت پهنه‌ای وسیع از جنگل‌ها، مراتع، ارتفاعات و دره‌هایی است که بخشی از مهم‌ترین ذخایر طبیعی زاگرس را در خود جای داده‌اند.

وسعت زیاد عرصه‌های طبیعی، پراکندگی جغرافیایی، صعب‌العبور بودن بسیاری از مناطق و همچنین شرایط اقلیمی خاص زاگرس، مجموعه‌ای از عوامل را شکل داده‌اند که مقابله با آتش را در کوهدشت دشوار و پرهزینه می‌کند.

بر اساس آمارهای موجود، کوهدشت حدود 143 هزار هکتار جنگل دارد که به‌تنهایی اهمیت این شهرستان را در معادلات محیط زیستی لرستان نشان می‌دهد.

نگاهی به آمارهای ملی نیز ابعاد بحران را روشن‌تر می‌کند. سالانه 2000 مورد آتش‌سوزی در عرصه‌های طبیعی کشور ثبت می‌شود و حدود 20 هزار هکتار از جنگل‌ها و مراتع ایران در آتش می‌سوزند.

به‌گفته شیرزاد نجفی، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری لرستان، به‌طور میانگین سالانه حدود 150 مورد حریق در عرصه‌های طبیعی رخ می‌دهد که بخش عمده‌ای از آن در کوهدشت است.

در چنین شرایطی، او از آغاز برنامه‌های پیشگیرانه خبر داده‌ و فرمانداری، بخشداری‌ها، دهیاری‌ها و شوراهای اسلامی وارد عمل شده‌اند تا از هم‌اکنون برای فصل پرخطر تابستان آماده شوند.

مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری لرستان از مردم خواسته‌ در صورت مشاهده هرگونه دود یا آتش، موضوع را از طریق سامانه‌های 139 و 1504 گزارش کنند.

جغرافیای زاگرس دشمن امداد است؛ کوهستانی، صعب‌العبور، بی‌جاده، بی‌آنتن. در بسیاری مناطق، نیروهای مردمی نخستین کسانی‌اند که به صحنه می‌رسند؛ با داس و بیل، با شاخه درخت، با ماسک‌های دست‌ساز، با تشنگی، با هراس.

باد مهم‌ترین همدست آتش است. زاگرس سرزمین بادهای کوهستانی است؛ نسیمی که در یک دقیقه می‌تواند جهت عوض کند و آتش را به جبهه‌ای تازه پرتاب کند.

شعله از دره می‌جهد روی سینه‌کش کوه، از آنجا به تاج بلوط‌ها می‌رسد و وقتی به سر جنگل رسید، دیگر مهارپذیر نیست. پس از آتش، زاگرس دیگر همان زاگرس نیست.

فرسایش آغاز می‌شود. هر باران، خاک بی‌جان را می‌شوید. سیلاب‌ها می‌آیند. دامنه‌هایی که دیروز نگه‌دار بودند، امروز لغزنده‌اند. رانش زمین، تخریب روستاها، گل‌آلودشدن رودخانه‌ها، و نابودی زیست‌گاه‌های آبی زنجیره‌های پسینی آتش‌اند.

آتش تمام نمی‌شود وقتی خاموش می‌شود؛ تازه آغاز می‌شود. جوانه‌زنی بلوط پس از آتش، رؤیایی محبوب است اما واقعیت تلخ. برخی تنه‌ها از پایه جوانه می‌زنند، اما این جوانه‌ها ضعیف‌اند، به چرای دام حساس‌اند، به خشک‌سالی حساس‌تر.

انتهای پیام/ 644

مشاهده خبر در سایت تسنیم