جمعه، 22 خرداد 1405
اشتراک‌گذاری خبر Copied!
روایت تسنیم از دلتنگی خانواده‌های شهدای جنگ در کردستان + فیلم

Studio Ney

اشک مادران، سکوت پدران و دلتنگی و موضع فرزندان، مراسم تجلیل از شهدای «جنگ رمضان» در کردستان را متفاوت کرد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از سنندج، سالن آرام‌آرام پر می‌شود. پرچم‌های سه‌رنگ ایران در کنار تصاویر قاب‌شده شهدا ایستاده‌اند و عطر اسپند در فضا پیچیده است. اما آنچه بیش از هر چیز نگاه‌ها را به خود جلب می‌کند، چهره‌هایی است که ماه‌هاست با داغ عزیزانشان زندگی می‌کنند؛ مادرانی که هنوز با دیدن عکس فرزندشان اشک را پنهان نمی‌کنند و پدرانی که سکوتشان بلندتر از هر فریادی است.

صدای سرود مقدس جمهوری اسلامی و تلاوت قرآن در فضای مراسم طنین‌انداز می‌شود. برخی از خانواده‌ها آرام زیر لب فاتحه می‌خوانند و برخی دیگر بی‌اختیار قاب عکس شهیدشان را در آغوش می‌فشارند؛ گویی سال‌ها فاصله میان امروز و روز وداع، در یک لحظه از میان برداشته شده است.

در گوشه‌ای از سالن، مادری با روسری مشکی و دستانی لرزان، به تصویر فرزندش خیره مانده است. وقتی از او می‌پرسم هنوز دلتنگی سخت است، مکث کوتاهی می‌کند و با صدایی بغض‌آلود می‌گوید:

«مگر مادر می‌تواند به نبودن فرزندش عادت کند؟ هر روز که می‌گذرد، فقط یاد می‌گیری با دلتنگی زندگی کنی، نه اینکه آن را فراموش کنی.»

چند صندلی آن‌سوتر، پدر یکی از شهدا آرام و بی‌صدا اشک‌هایش را پاک می‌کند. او از روزی می‌گوید که پسرش راهی مأموریت شد و دیگر بازنگشت.

«همه به ما می‌گویند شما پدر شهید هستید و باید سرتان بالا باشد. افتخار می‌کنیم، اما هیچ‌کس نمی‌داند جای خالی فرزند در خانه یعنی چه. این جای خالی هیچ‌وقت پر نمی‌شود.»

نگاه خبرنگار به دختر نوجوانی جلب می‌شود که قاب عکس پدر شهیدش را در آغوش گرفته است. شاید او بسیاری از خاطرات پدر را تنها از روایت خانواده شنیده باشد، اما با اطمینان می‌گوید:

«دوست دارم همه بدانند پدرم فقط متعلق به خانواده ما نیست؛ او برای امنیت ایران و همه مردم از جانش گذشت و ما به این افتخار می‌کنیم.»

در بخش دیگری از مراسم، همرزمان شهدا نیز از خاطرات روزهای سخت و لحظات آخر همراهی با آنان سخن می‌گویند. هر روایت، اشکی تازه بر گونه‌های خانواده‌ها جاری می‌کند و سکوت سنگین سالن را عمیق‌تر از قبل می‌سازد.

هنگام اهدای لوح‌های تقدیر، مادران شهدا با دستانی لرزان روی سن می‌روند. برخی لبخند می‌زنند و برخی دیگر توان پنهان کردن بغض خود را ندارند. تشویق حاضران، احترام به خانواده‌هایی است که سال‌ها بار سنگین فراق را بر دوش کشیده‌اند.

این مراسم بیش از آنکه آیین تجلیل باشد، یادآوری یک مسئولیت اجتماعی بود؛ مسئولیتی برای زنده نگه داشتن نام کسانی که امنیت و آرامش امروز را با جان خود رقم زدند. در میان ازدحام جمعیت، اشک‌های بی‌صدای مادران و نگاه‌های خیره پدران، بیش از هر سخنرانی پیام داشت.

وقتی مراسم به پایان می‌رسد، خانواده‌ها آرام‌آرام سالن را ترک می‌کنند، اما تصاویر شهدا همچنان بر دیوارها باقی می‌ماند؛ گویی روایت ایثار پایان ندارد. خبرنگار نیز در میان آخرین نگاه‌ها به این نتیجه می‌رسد که بزرگ‌ترین بخش این مراسم، نه پشت تریبون‌ها، بلکه در چشم‌هایی جریان داشت که با داغ عزیزانشان زندگی می‌کنند و هنوز هم با شنیدن نام شهید، بی‌اختیار خیس می‌شوند.

مراسم تجلیل از شهدای «جنگ رمضان» در کردستان، تنها یک آیین رسمی نبود؛ محفلی بود که در آن اشک مادران، سکوت پدران و نگاه فرزندان شهدا، روایتی زنده از ایثار و دلتنگی را پیش چشم حاضران به تصویر کشید.

در پایان این مراسم، خبرنگار با تعدادی از خانواده‌های معظم شهدای «جنم رمضان» گفت‌وگوی ویدئویی انجام داد که در ادامه با هم می‌بینیم.

.

انتهای پیام/481/.

مشاهده خبر در سایت تسنیم