شبکه اینترنتی کتاب، با وجود همه ظرفیتهای بالقوه برای کتاب و کتابخوانی تعطیل شد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، خبرها از معاونت فرهنگی وزارت ارشاد حکایت از تعطیلی شبکه کتاب دارد؛ شبکهای که 4 سال پیش با بودجهای 500 میلیون تومانی و بهرهمندی از زیرساختی قوی تأسیس شد اما نتوانست در ادامه به اهدافی که تعیین کرده بود، برسد.
سالهای سال است که وقتی صحبت از ضرورت تقویت فرهنگ کتاب و کتابخوانی در ایران میشود، به نقش بیبدیل رسانه ملی اشاره و از ضعفها و چالشهای ساختاری که در این زمینه وجود دارد، گفته میشود. تجربه برنامههایی مانند «کتابباز» نشان داد که تلویزیون به عنوان فراگیرترین رسانه جمعی در ایران، علیرغم رقابت با فضای مجازی، هنوز هم پتانسیل بسیار بالایی برای ترویج فرهنگ کتابخوانی دارد.
تلویزیون میتواند با ساخت برنامههایی مشابه «کتابباز»، کتاب را از حالت یک کالای خشک و انتزاعی خارج کرده و آن را به بخشی از سبک زندگی تبدیل کند. دعوت از نویسندگان، مترجمان و حتی چهرههای محبوب (سلبریتیها) که اهل مطالعه هستند، میتواند انگیزه یادگیری و مطالعه را در مخاطب ایجاد کند.
با وجود همه تلاشهای انجامشده در زمینه توجه رسانه ملی به کتاب و کتابخوانی، کارشناسان بر این باورند که هنوز هم ارزش چیپس و پفک در صدا و سیما بیش از کتاب است و کتاب نه جایی در برنامهها دارد و نه در سیاستها؛ اگر هم توجهی وجود داشته باشد، بیشتر به عنوان یک دکور یا یک جایزه در مسابقات دیده میشود.
همزمان با سیامین دوره هفته کتاب یعنی آبانماه سال 1401، شبکه تلویزیونی اینترنتی کتاب پس از امضای تفاهمنامه این شبکه با معاونت فضای مجازی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و اخذ مجوز تأسیس و راهاندازی شبکه اختصاصی کتاب در بسترهای مجازی، طرحریزی و پایهگذاری شد.
ایجاد بستری برای ارتقاء سطح آگاهی و معرفت عمومی، قرارگاهی برای هدایت فرهنگی جامعه در جهت زیستی خردمندانه، امیدآفرین و بانشاط در میان عموم مردم و در افقی متعالی، و آمادهسازی جامعه برای نیل به تمدن نوین اسلامی، از جمله مأموریتهای این شبکه تلویزیونی اینترنتی عنوان شد.
مجید صحاف، نخستین مدیر شبکه کتاب، در زمان تأسیس در گفتوگویی به ایده شکلگیری اشاره کرده و گفته بود: «ایده این رسانه تصویری به سالهای اول دهه 90 برمیگردد. آن زمان مؤسس و مدیرعامل مؤسسه رسانهای «شیرازه» بودم که زیرنظر مجمع ناشران فعالیت داشت. البته در یکی از IPTV های کشور هم حدود ششسال کار کرده بودم و آنجا هم برنامهمان این بود که شبکه کتاب داشته باشیم. درواقع مقصودم این است که ما سر این موضوع از همان زمان کار مطالعاتی را شروع کرده بودیم و میدانستیم وقتی میگوییم «شبکه کتاب» از چه پدیدهای صحبت میکنیم. اما ایده اصلی شاید به نمایشگاه کتاب سیوسوم برمیگردد که مدیر روابطعمومی نمایشگاه بودم و بهدلیل اینکه تلوبیون بستر پرمخاطبی بود، پیشنهاد دادیم که شبکه «کتابنما» را در این بستر راهاندازی کنیم. چندین ساعت هم در طول روز برنامه داشتیم. از طرف دیگر به دوستان وزارت ارشاد و مدیران خانه کتاب هم پیشنهاد دادیم طرح «شبکه کتاب» را جلوتر ببریم، چون معتقد بودیم در فضایی که کتاب رسانهای ندارد و پیامرسانهای مختلف هم محدودیتهایی دارند، حوزه کتاب دارد غریب و غریبتر میشود. درعینحال گفتیم برای زیرنظر گرفتن این طرح چه جایی بهتر از وزارت ارشاد که متولی حوزه کتاب است. به این ترتیب طراحیها و امکانسنجیها آغاز شد تا رسیدیم به هفته کتاب و شبکه را با عنوان Ketab.tv راهاندازی کردیم.»
شبکه کتاب ظاهراً با بودجهای حدوداً 500 میلیون تومانی کار خود را آغاز کرد. این شبکه در ساختمان بنیاد شعر و ادبیات داستانی در خیابان میرزای شیرازی که به دلیل ادغام بنیاد در خانه کتاب دیگر کارایی نداشت، با 2 استودیو راهاندازی شد.
در قرارداد ابتدایی که با سازمان صدا و سیما بسته شده بود، بودجه و فضا از طریق خانه کتاب فراهم شده بود ولی امتیاز با صدا و سیما بود. تلویزیون اینترنتی کتاب در شبکههای شاد، پلتفرم سروش و سپهر فعالیت میکرد و بستر انتشار محتوا بر تلوبیون بود. با این حال در همان یکسال نخست فعالیت و حتی پس از آن نتوانست به موفقیت چندانی دست پیدا کند؛ با وجود 8 ساعت تولید برنامه در روز و فعالیت 24 ساعته، رقم بینندههای این شبکه به زحمت به دو رقم میرسید و این یعنی هدررفت بودجهای که آن زمان 13 میلیارد عنوان شد.
تغییرات در شبکه کتاب از تغییر قرارداد تا کاهش بودجه
با تغییر دولت، در سال 1403، قرارداد شبکه کتاب با صدا و سیما منحل شد و علاوه بر تغییرات مدیریتی، تغییراتی در بودجه و ساختار شبکه نیز به وجود آمد. مجید شمسالدین از کارمندان وزارت ارشاد مدیریت این شبکه را برعهده گرفت؛ بودجه ماهیانه 3 میلیارد تومانی این شبکه به ماهی 600 میلیون تومان تقلیل پیدا کرد و تولید برنامه در آن طی قراردادی به شخصی بهنام «مهدی صالحپور» واگذار شد.
پس از این واگذاری، نشستی خبری برای تغییر لوگوی شبکه برگزار و هدف اینچنین مطرح شد که طی یکسال آینده شبکه کتاب به منبعی معتبر برای اهالی فرهنگ و هنر، اقتباسهای سینمایی و تولید آثار تبدیل شود. هدفی که نه تنها محقق نشد، بلکه عملکرد شبکه کتاب را دچار ضعفهای بیشتری نیز کرد. شبکه کتاب در یک سال و اندی پس از این تغییر، باز هم نتوانست راه به جایی ببرد و کارنامه قابل قبولی در میان اهالی فرهنگ داشته باشد.
این در حالی بود که این شبکه به دلیل بهره مندی از زیرساختهای قوی می توانست به جای بهره مندی از بودجه ماهانه 600 میلیون تومان، علاوه بر تامین بودجههای خود به درآمدزایی برای خانه کتاب و معاونت فرهنگی نیز بپردازد. بهرهمندی از دو استودیو و تجهیزات مدرن و بهروز، درآمدزایی قابلتوجهی را ماهانه برای خانه کتاب میتوانست به همراه داشته باشد؛ شاهد این مدعا ضبط برنامههای مختلف در استودیوهای شبکه کتاب طی یک سال اخیر از سوی بخش خصوصی است که درآمدش به خانه کتاب راه نیافت.
حالا خبرها حکایت از تغییر شگرف در شبکه تلویزیونی کتاب دارد؛ تغییراتی که به نظر میرسد باز هم به سود کتاب نیست. تنها شبکه تلویزیونی کتاب که در عملکرد چندساله خود ناموفق بوده است، حالا قرار است به شبکه فرهنگ تبدیل شود. شبکهای که با بودجه معاونت فرهنگی وزارت ارشاد تأسیس و راهاندازی شد و در ادامه فعالیت کرد، به معاونت مطبوعاتی منتقل شده و از این پس قرار است در اختیار فرهنگ باشد. اگرچه کتاب و کتابخوانی بخش جداییناپذیری از فرهنگ بهشمار میرود، اما طبیعتاً سایر بخشهای فرهنگ از جمله تئاتر، سینما، هنرهای تجسمی و... تریبونهای مختلف دارند و این کتاب مظلوم است که مکان و مجالی برای عرضه کمتر پیدا میکند.
پرسش اینجاست که اگر شبکه کتاب به هر دلیلی تاکنون موفق نبوده است، راهحل در تغییر نگاه و تغییر مدیریت است یا در پاک کردن صورت مساله و تعطیلی آن به هر بهانهای؟
کمترین انتظار در این زمینه از مدیران معاونت فرهنگی این بود که حداقل به امید اصلاح امور شبکه و یا تغییر محتوای آن از انتقال این ظرفیت بزرگ فرهنگی از زیرمجموعه خود جلوگیری کنند و این رسانه را با همه ظرفیتهای داشتهشده و بالفعلنشده از حوزه کاری نحیف و مظلوم کتاب دریغ نکنند چرا که کتاب در ایران معمولا تبلیغ رسانهای گسترده ندارد، از حمایت مستمر برخوردار نیست و در رقابت با دیگر محتواهای فرهنگی کمتر دیده میشود.
سالهای سال است که حوزه کتاب از نداشتن رسانهای قدرتمند برای جریانسازی لطمه خورده است؛ رسانهای که نه گزارشدهنده عملکرد مدیریت، که به دنبال کشف مشکلات و اصلاح برخی رویهها باشد. در دنیای تماماً دیجیتالیشده امروز، شبکه تلویزیونی کتاب امکانی بالقوه برای این مهم بهشمار میآمد، اما ناتوانی در برنامهریزی برای اصلاح رویههای جاری در آن در نهایت این فرجام تلخ را برای آن رقم زد و بدون شک بخش قابلتوجهی از این تلخی و ناکامی در کارنامه مدیریت معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت خواهد شد.
انتهای پیام/
