شنبه، 23 خرداد 1405
اشتراک‌گذاری خبر Copied!
از رضا رویگری تا فاطمه شکری؛ چرا پیشکسوتان به شماره کارت می‌رسند؟

Studio Ney

فاطمه شکری روی تخت بیماری مانده و دوباره یک پرسش تلخ تکرار شده؛ حمایت از هنرمند یا حراج آبروی او؟

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، در روزهایی که خبر بیماری فاطمه شکری، بازیگر باسابقه سینما، تلویزیون و تئاتر منتشر شده، بار دیگر زخمی کهنه در جامعه هنری سر باز کرده است؛ زخمی که هر چند وقت یک‌بار با نام یکی از هنرمندان پیشکسوت خود را نشان می‌دهد و پرسشی جدّی را پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد: چرا هنرمندانی که سال‌ها برای فرهنگ و هنر این کشور نقش‌آفرینی کرده‌اند، باید در روزگار بیماری و تنگنای معیشت به نقطه‌ای برسند که برای تأمین هزینه‌های زندگی و درمانشان شماره کارت در فضای مجازی دست به دست شود؟

فاطمه شکری برای مخاطبان تلویزیون و سینما چهره‌ای آشناست. بازیگری که از سریال‌هایی چون «سنجرخان» و «ذهن زیبا» تا فیلم‌هایی مانند «شین»، «نیش زنبور»، «گشت 2»، «لامبورگینی»، «آدم باش» و «مردن در آب مطهر» حضور داشته و سال‌ها از عمر خود را صرف هنر این سرزمین کرده است. او که متولد سال 1337 است، فعالیت هنری‌اش را از تئاتر آغاز کرد و در آثار متعددی از جمله «بانوی سردار»، «سردلبران» و «چرخ و فلک» به ایفای نقش پرداخت.

اما امروز نام او نه به واسطه یک نقش تازه، بلکه به دلیل بیماری و مشکلات معیشتی بر سر زبان‌ها افتاده است.

بازیگر , رضا رویگری , هنرمندان ,

ماجرای تراول‌‌پاشی و رضا رویگری

این نخستین بار نیست که چنین اتفاقی رخ می‌دهد. هنوز تصاویر و ویدئوهای منتشرشده از رضا رویگری در ذهن مخاطبان باقی مانده است؛ تصاویری که بیش از آنکه نشانی از تکریم یک هنرمند باشند، روایتگر تنهایی و رنج او بودند. از ماجرای معروف «تراول‌پاشی» گرفته تا فیلم‌هایی که گاه توسط افراد مختلف منتشر می‌شد و احساسات مردم را جریحه‌دار می‌کرد. ویدئوهایی که هر بار این پرسش را مطرح می‌کردند که آیا شأن یک هنرمند پیشکسوت باید به چنین صحنه‌هایی گره بخورد؟

.

اکنون همان سناریو با شکلی دیگر برای فاطمه شکری در حال تکرار است. ویدئویی در فضای مجازی منتشر شده که در آن، جمعی از افراد به همراه رسول نجفیان از مخاطبان می‌خواهند برای کمک به این بازیگر پیشکسوت مبالغی را به شماره حساب اعلام‌شده واریز کنند.

کمک به یک هنرمند بیمار، اقدامی انسانی و قابل احترام است؛ اما پرسش اصلی اینجاست که آیا راهکار حمایت از یک بازیگر باسابقه باید به انتشار شماره کارت و جمع‌آوری پول در فضای مجازی ختم شود؟

مسئله فقط پول نیست؛ مسئله شأن و منزلت هنرمندی است که سال‌ها مقابل دوربین ایستاده و بخشی از حافظه تصویری مردم را ساخته است. هنگامی که شماره حساب یک بازیگر در فضای مجازی منتشر می‌شود، فارغ از نیت خیرخواهانه منتشرکنندگان، این خطر وجود دارد که آبرو و اعتبار حرفه‌ای او زیر سؤال برود. از سوی دیگر، چنین اقداماتی می‌تواند زمینه سوءتفاهم و بی‌اعتمادی عمومی را نیز فراهم کند.

در چنین شرایطی انتظار می‌رود نهادهای مسئول وارد میدان شوند. از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صداوسیما گرفته تا صندوق اعتباری هنر، مؤسسه هنرمندان پیشکسوت، خانه سینما و دیگر مجموعه‌هایی که اساساً برای حمایت از اهالی فرهنگ و هنر شکل گرفته‌اند. اگر سازوکار مشخص و شفافی برای حمایت از هنرمندان بیمار وجود داشته باشد، دیگر نیازی نیست هر فردی به خود اجازه دهد با انتشار شماره حساب، مسئولیتی را برعهده بگیرد که در اصل بر دوش نهادهای رسمی است.

در این میان، گلایه‌های فاطمه شکری نیز قابل تأمل است. او در پیامی که منتشر شد، از بی‌توجهی‌ها و فراموش شدنش سخن گفته و تأکید کرده است که انتظار دارد مسئولان فرهنگی و هنری کشور سری به او بزنند و حالش را جویا شوند.

این سخنان یادآور گلایه‌هایی است که سال‌ها پیش زنده‌یاد ابراهیم آبادی در گفت‌وگویی مطرح کرده بود؛ گلایه‌هایی که متأسفانه هنوز تازگی دارند. آبادی از فراموش شدن پیشکسوتان، بی‌توجهی تهیه‌کنندگان به سرمایه‌های انسانی هنر کشور و تنهایی بسیاری از هنرمندان در روزهای بیماری سخن گفته بود. او معتقد بود بسیاری از پیشکسوتان در سکوت و انزوا روزگار می‌گذرانند و تنها زمانی نامشان دوباره مطرح می‌شود که خبر بیماری یا درگذشتشان منتشر شود.

واقعیت تلخ این است که این روایت تنها به فاطمه شکری، رضا رویگری یا ابراهیم آبادی محدود نمی‌شود. سال‌هاست که بسیاری از هنرمندان پیشکسوت از کمبود نقش، مشکلات بیمه‌ای، دشواری‌های درمان و فراموش شدن در سال‌های پایانی فعالیت خود سخن می‌گویند. حتی برخی از آنان بارها از نهادهای صنفی و حمایتی خواسته‌اند نقش فعال‌تری در رسیدگی به وضعیت هنرمندان ایفا کنند.

البته باید به توضیحات خود فاطمه شکری نیز توجه داشت. او اعلام کرده که با انتشار پست مربوط به درخواست کمک مخالفتی نداشته و اجازه انتشار آن را داده است، اما تأکید کرده تصویری که در آن پست استفاده شده، مربوط به دوران بستری او بوده و اکنون در منزل به سر می‌برد. با این حال، او از مشکلات مالی و دشواری تأمین هزینه‌های زندگی و درمان سخن گفته است؛ مشکلاتی که به گفته خودش زندگی روزمره‌اش را تحت تأثیر قرار داده‌اند.

در این میان، اقدام پرویز پرستویی در بازنشر این موضوع، مسیر متفاوتی را پیش روی افکار عمومی قرار داد. او به جای تمرکز بر جمع‌آوری کمک‌های مردمی، از مسئولان خواست صدای این بازیگر پیشکسوت را بشنوند و نسبت به وضعیت او بی‌تفاوت نباشند.

شاید اصل ماجرا نیز همین باشد؛ مسئله فقط کمک مالی نیست. مسئله آن است که هنرمندان پیشکسوت پیش از آنکه به انتشار شماره حساب و درخواست کمک برسند، باید از حمایت ساختاری و مؤثر برخوردار باشند. جامعه‌ای که هنرمندانش را تنها در مراسم تشییع و پیام‌های تسلیت به یاد می‌آورد، ناگزیر بارها شاهد تکرار چنین صحنه‌های تلخی خواهد بود.

فاطمه شکری امروز تنها یک نام نیست؛ او نماد پرسشی بزرگ‌تر است. پرسشی درباره سرنوشت هنرمندانی که سال‌ها برای مردم خاطره ساخته‌اند اما در روزگار سختی، کمتر کسی سراغشان را می‌گیرد. شاید وقت آن رسیده باشد که به جای تماشای ویدئوهای تلخ و انتشار شماره کارت‌ها، سازوکاری جدی برای حفظ کرامت و حمایت از پیشکسوتان هنر کشور ایجاد شود؛ سازوکاری که اجازه ندهد آبروی یک هنرمند، بهای درمان او باشد.

انتهای پیام/

مشاهده خبر در سایت تسنیم