شهید سلامی صرفاً فرمانده نظامی نبود؛ سخنانش نوعی آموزش، تبیین و پیوند میدان با دیپلماسی بود.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از تهران، نخستین سالگرد شهادت سرلشکر پاسدار حسین سلامی فرصتی برای بازخوانی ابعاد کمتر گفتهشده شخصیت یکی از برجستهترین فرماندهان انقلاب اسلامی است. بسیاری از همرزمان و همکاران شهید سلامی از او به عنوان فرماندهای شجاع، مسئولیتپذیر و راهبردی یاد میکنند، اما در کنار این ویژگیها، نقش وی در تبیین مبانی فکری و معرفتی انقلاب اسلامی نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است.
ابوالفضل ظهرهوند، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی و دیپلمات پیشین، معتقد است شهید سلامی تنها یک فرمانده نظامی نبود، بلکه شخصیتی چندبعدی داشت که توانسته بود میان میدان، دیپلماسی، سیاست و گفتمانسازی پیوندی معنادار برقرار کند. آنچه در ادامه میخوانید، مشروح گفتوگوی تسنیم با این نماینده مجلس درباره ویژگیهای شخصیتی و فکری فرمانده شهید سپاه پاسداران است.
تسنیم: به نظر شما چه ویژگیهایی موجب شد شهید حسین سلامی به یکی از چهرههای ماندگار و اثرگذار سپاه پاسداران تبدیل شود؟
اگر بخواهم از مهمترین ویژگیهای شهید سلامی نام ببرم، باید بگویم ایشان از نوادر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بودند. البته بسیاری از فرماندهان بزرگی که در سالهای اخیر به شهادت رسیدند، ویژگیهای مشترکی داشتند؛ از جمله شجاعت، روحیه ایثار، مسئولیتپذیری و حضور در خط مقدم دفاع از انقلاب اسلامی. شهید سلامی نیز از این قاعده مستثنا نبود و همواره در صف نخست دفاع از نظام و آرمانهای انقلاب قرار داشت.
یکی از ویژگیهای مهم ایشان این بود که بیش از آنکه به دنبال مطرح شدن خود باشد، به انجام مسئولیت و پیشبرد مأموریتها فکر میکرد. معمولاً چنین افرادی پس از شهادت بیشتر شناخته میشوند؛ زیرا در دوران حیات خود کمتر به دنبال دیده شدن هستند و تمرکز اصلیشان بر انجام وظیفه است. شهید سلامی نیز از همین جنس انسانها بود؛ فردی که به عهدی که با خدا، امام و انقلاب بسته بود وفادار ماند و تمام توان خود را برای تحقق آن به کار گرفت.
در کنار این ویژگیها، آنچه شهید سلامی را متمایز میکرد، برخورداری از یک منظومه معرفتی مشخص بود. او صرفاً یک مدیر اجرایی یا فرمانده نظامی نبود، بلکه برای اقدامات و تصمیمات خود پشتوانه فکری و نظری روشنی داشت. به همین دلیل تلاش میکرد سیاستها و راهبردهایی را که در عرصههای مختلف دنبال میشود، در چارچوب یک نگاه معرفتی و ایدئولوژیک تبیین کند و برای نیروهای تحت فرمان خود و حتی افکار عمومی توضیح دهد.
تسنیم: شما به «منظومه معرفتی» شهید سلامی اشاره کردید. این ویژگی چه تأثیری در شیوه فرماندهی و مدیریت او داشت؟
به نظر من یکی از برجستهترین ویژگیهای شهید سلامی همین بود که میان اندیشه و عمل فاصلهای قائل نبود. بسیاری از افراد ممکن است در حوزه نظری صاحب دیدگاه باشند یا در حوزه اجرایی موفق عمل کنند، اما کمتر کسی میتواند این دو حوزه را به صورت همزمان و مؤثر با یکدیگر پیوند دهد.
شهید سلامی در هر فرصتی که به دست میآورد، تلاش میکرد مبانی فکری و نظری اقدامات و سیاستها را تبیین کند. وقتی درباره مسائل راهبردی سخن میگفت، صرفاً به بیان یک موضع سیاسی یا نظامی بسنده نمیکرد، بلکه توضیح میداد که این موضع از چه مبانی فکری و اعتقادی نشئت گرفته و چه اهدافی را دنبال میکند.
در واقع ایشان تلاش داشت برای مخاطبان خود روشن کند که نقطه عزیمت انقلاب اسلامی چیست و سیاستهای جمهوری اسلامی در چه چارچوبی تعریف میشود. همچنین افق و چشمانداز آینده را نیز ترسیم میکرد و توضیح میداد که اجرای یک راهبرد یا سیاست مشخص قرار است چه دستاوردی برای کشور و ملت به همراه داشته باشد.
این مسئله از منظر حکمرانی نیز اهمیت فراوانی دارد. یکی از خلأهایی که گاهی در برخی حوزهها مشاهده میشود، فاصله میان تصمیمگیری و تبیین مبانی آن تصمیم است. شهید سلامی تلاش میکرد این فاصله را از بین ببرد و نشان دهد که یک مسئول انقلابی باید بتواند هم اقدام کند و هم چرایی آن اقدام را برای جامعه توضیح دهد. به همین دلیل سخنان او صرفاً بیان مواضع نبود، بلکه نوعی آموزش، تبیین و جهتدهی فکری نیز محسوب میشد.
تسنیم: شهید سلامی به دلیل سخنرانیهای صریح و راهبردی خود شناخته میشد. این ویژگی چه نقشی در پیوند میان میدان و دیپلماسی ایفا میکرد؟
برای پاسخ به این سؤال ابتدا باید به یک نکته مهم اشاره کنم. در جمهوری اسلامی ایران نمیتوان میان حوزههایی مانند سیاست، امنیت، دفاع، اقتصاد و فرهنگ مرزبندیهای کاملاً جداگانه ترسیم کرد. ما یک نظام مبتنی بر گفتمان و آرمانهای مشخص داریم و طبیعی است که همه این حوزهها در خدمت تحقق همان اهداف کلان قرار بگیرند.
در دنیای امروز، بهویژه در بسیاری از نظامهای غربی، نوعی نسبیگرایی در حوزه ارزشها و هنجارها مشاهده میشود. گاهی تصمیمات صرفاً بر اساس شرایط روز و ملاحظات مقطعی اتخاذ میشود و اصول ثابت نقش کمرنگی پیدا میکنند. اما جمهوری اسلامی ایران بر مبنای یک منظومه ارزشی مشخص شکل گرفته و سیاستهای آن نیز بر اساس همین مبانی تعریف میشود.
شهید سلامی این مسئله را به خوبی درک کرده بود. به همین دلیل وقتی درباره مسائل منطقهای، امنیتی یا بینالمللی سخن میگفت، صرفاً یک فرمانده نظامی نبود که از ابزارهای قدرت سخت صحبت کند. او تلاش میکرد نشان دهد که اقدامات دفاعی کشور در امتداد یک گفتمان و جهانبینی مشخص قرار دارد.
از این منظر، سخنرانیهای شهید سلامی نقش مهمی در پیوند میان میدان و دیپلماسی ایفا میکرد. او قدرت دفاعی کشور را صرفاً یک ابزار نظامی نمیدانست، بلکه آن را بخشی از منظومهای میدید که باید در خدمت آرمانها، اهداف و سیاستهای کلان جمهوری اسلامی قرار گیرد. به همین دلیل مخاطبان داخلی و خارجی از خلال سخنان او میتوانستند درک روشنتری از منطق و فلسفه اقدامات جمهوری اسلامی ایران پیدا کنند.
تسنیم: شما که سابقه فعالیت دیپلماتیک نیز دارید، شهید سلامی را تا چه اندازه دارای نگاه سیاسی و دیپلماتیک میدانید و میراث او برای مدیران آینده چیست؟
واقعیت این است که وقتی با شهید سلامی گفتوگو میکردید، صرفاً با یک فرمانده نظامی مواجه نبودید. او شناخت قابل توجهی از تحولات منطقهای و بینالمللی داشت و مسائل را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار میداد. به همین دلیل معتقدم در کنار ویژگیهای نظامی، از یک نگاه سیاسی و حتی دیپلماتیک نیز برخوردار بود.
البته این ویژگی محدود به ایشان نبود و در میان بسیاری از فرماندهان برجسته نیروهای مسلح نیز دیده میشد. افرادی مانند شهید محمد باقری، شهید سیدعبدالرحیم موسوی، شهید امیرعلی حاجیزاده، شهید پاکپور، شهید نصیرزاده و دیگر فرماندهان برجسته، هر یک در کنار تخصص نظامی خود، شناخت مناسبی از مسائل سیاسی، منطقهای و بینالمللی داشتند.
دلیل این مسئله نیز روشن است. انقلاب اسلامی یک پدیده چندبعدی است و نمیتوان با نگاه تکساحتی آن را مدیریت کرد. فرمانده نظامی باید ابعاد سیاسی تصمیمات خود را بشناسد؛ سیاستمدار باید ملاحظات امنیتی و دفاعی را درک کند؛ دیپلمات باید نسبت به واقعیتهای میدان آگاهی داشته باشد و مدیر اقتصادی نیز باید جایگاه خود را در منظومه کلان انقلاب اسلامی بشناسد.
شهید سلامی به خوبی این پیوستگی را درک کرده بود. به همین دلیل در سخنان و مواضع او میتوانستید هم نگاه راهبردی، هم تحلیل سیاسی، هم فهم امنیتی و هم دغدغههای فرهنگی و اعتقادی را مشاهده کنید. او معتقد بود همه این حوزهها در نهایت باید در مسیر تحقق جامعه مطلوب اسلامی و آنچه از آن به عنوان «حیات طیبه» یاد میشود، قرار گیرند.
به اعتقاد من مهمترین میراث شهید سلامی برای نسل آینده مدیران و فرماندهان کشور، همین نگاه جامع و چندبعدی است. او نشان داد که مدیریت در جمهوری اسلامی ایران نمیتواند صرفاً فنی، اداری یا نظامی باشد. یک مدیر موفق باید علاوه بر تخصص حرفهای، از قدرت تحلیل، توان تبیین، شناخت سیاسی و پایبندی به مبانی فکری انقلاب نیز برخوردار باشد.
شهید سلامی نمونهای از چنین شخصیتی بود؛ فرماندهای که در کنار اقتدار نظامی، به تبیین اندیشه، روشنگری و ترسیم افقهای آینده نیز اهتمام داشت. از همین رو نام و یاد او تنها به عنوان یک فرمانده نظامی در حافظه تاریخی ملت ایران باقی نخواهد ماند، بلکه به عنوان شخصیتی که میان میدان، اندیشه و گفتمانسازی پیوند برقرار کرد، ماندگار خواهد شد.
انتهای پیام/
